قبرستان نوستالژیک انگلیسی ها در بوشهر


قبرستان نوستالژیک انگلیسی ها در بوشهر
جایی که نشان از وجود استعمارگر پیر انگلیس در بوشهر داشته و یاد دلاور مردان مبارز را در ذهن احیا میکند، اما متاسفانه مسیولین از این امر مهم غافلند ، چ اینکه چنین جایی را میتوان مرمت کرده و بعنوان نماد مبارزه غیور مردان جنوبی(استان بوشهر) مرمت کرده و گامی در جهت جذب گردشگران برداشت


حکایت مسئولین و مهندسین کارشناس شهر ما!!!


حکایت مسئولین و مهندسین کارشناس شهر ما!!!
وسط یه شهری يه چاهی بیده، ‌هی ملت مي‌افتادن توش،‌زخم و زيلی می شدن!
ميان تو شهرداری يه جلسه برگزار میكنن كه سی ایی مشكلکو راه حل پيدا كنن.
يكي از مهندسا پا ميشه ميگه:
يافتم! ما يه آمبولانس ميلیم بغل ايی چاه، ‌که هركی افتاد توش رو سريع ببره بيمارستان! همه هورا مي‌كشن..آفرين! ايول! دمت گرم!
يه مهندس ديگه پا ميشه ميگه:
واقعا كه همتون نفهمين! آخه ايیم شد راه حل؟! بابا تا اون آمبولانسکو طرف رو برسونه بيمارستان، كه بدبخت جون داده. ما بايد يه بيمارستان كنار ايی چاهکو بسازيم، كه همه بهش سريع دسترسی داشته باشن!
همه ديگه خيلی حال میكنن، شپ می زنن و فیکه میكشن،كه ايول بابا تو چه مخی داری! يهو يه مهندس ديگه پا ميشه ميگه:
متاسفم که هیچی نمیفهمین! آخه ايیم شد راه حل؟!
ايی همه خرج كنيم يه بيمارستان بسازيم كنار چاه كه چ بشه؟
همه تعجب میكنن و مپرسن:
خوب تو ميگی چ كنيم؟
يارو ميگه: بابا ايی خو واضحن، ما اين چاهکو پر می كنيم،
ميريم نزيک يه بيمارستان يه چاه دیگه میزنيم!!!

عکاس آقای سید محسن پیامی


کتابای درسی از دارلفنون تا امروز


کتابای درسی از دارلفنون تا امروز
ایی روزا اوضی درسو کتابو مدرسن ، میخوام با هم بیریم تو گشت و گذار کتابای از سال 1324 تا دی 70
خیلی خوشن آدم سیروسیاحتی تو قدیمم داشته باشه!!
شما هم دوس دارین؟؟؟


هشت سال بوشهریا مردانه جنگیدن!!!


هشت سال بوشهریا مردانه جنگیدن!!!
دقیقن روز اولین حمله را بیاد دارم، هواپیمای عراقی (ازنوع میگ
روسی) مستقیم از رو دریا تو آسمون بوشهر چرخی بالای پایگاه
هوایی زد و صدای انفجا ر بید(بود) وو دود ، بعد یکی دیگه از میگاشون اومد خیلی دومن (پایین) بید همونجویی که الان دانشگاه آزادن ، رو خونه های بندر چرخی زد و رفت
دورو ورای ساعت 12 بید ... وبعد از اون مابیدیم و حمله ها ی رگباری هوایی و دریایی ،شووا تاریکی شدوو سروصدا وو دعوای خاموش کن .. خاموش کن ووگوش به زنگ آزیر قرمز و زرد و سفید وو صدوی تق تق و دم دم وو تر تر ضدهوایی وو پدافندا وو شاهد سرنگونی میگای عراقی تو دریا بیدیم، دریای بوشهر به گورستان میگهای معروف شده بید ،تو ایی هشت سال که هیچ بعدشم هیچکه از مردم بوشهر بقولن نپرسید خرت بچنده ، چقه آدمایی که اعصابشون بهم ریخت ، چقه بچهایی که دچار شب اداری شدند، چقه زنان بارداری که زود هنگام وضع حمل کردن و چقه مادرایی که در سوگ و ماتم فرزند و برادر و همسر و فامیل خود نشستن حتی بضیا چند روزی به خونه ی فامیلاشون به روستاهای اطراف رفتن ، میدونم که همه ی شهرهای مرزی همین وضعیت داشتن وو شایدم بدتر از مردم بوشهر بیدن ، اوما حداقل سی دل خوشیشون یاد وو کمکی ازشون میشد ، بعدشم حق منطقه جنگی و مرزی شامل کارمنداشون شد ، اوما بوشهریا چ؟؟ ( باتوجه به گزارش سایت خلیج فارس به نقل از فرمانده بازنشسته نیروی هوایی"علیرضانمکی عراقی" بخش آسمان بوشهر، خارک و خوزستان به‌عهده پایگاه هوایی بوشهر بود."امیرجدیدی" 1/7/1392 ) حق منطقه جنگی که ندادن هیچ حق مرزی و بدی آب و هوا هم ازشون دریغ کردن ، مو نمیفهمم شما اسمش چ میلین ولی مو میگم نوعی سو استفاده از ایی مردم در سکوت مونده وو بیعرضگی مسئولینین که تا حال فقط بفکر منافع خوشون بیدن ، وو ایی مردمه به نام نجابت فریب دادن و مانع رسیدن به حقشون شدن، خیلی دلم میسوزه که هنو که هنوون وقتی میخوان درباره یکی از شهدای استان حرف بزنن فیلم تشییع جنازه اصفهونیا یا شیرازیا وو یا بالاسونیا نشون میدن، دلوم میسوزه که حق خیلیاشون ناحق شده ، خیلی از خونواده های شهدا ناشناخته موندن چون روشون نمیشد بیان ادعای حق کنن میگفتن بچهامون در راه اسلام وو وطن شهید شدن ، اوما خو در دیزی بازن حیای گربه کجا رفته؟؟!!! اینا بگن ، مسئولین نباید سراغی ازشون بیگیرن؟؟!!! بعد ایهمه شهید وو جانباز اسم کیچه و خیابوناوو ادارهای وو موسسات وو شرکتهای استان ما باید با اسم بالاسونیا مزین بشه؟؟
خیلی دلوم میسوزه خیلی حرف دارم اوما گوش شنوا وو همراه دلسوز و جربزه داری نی؟؟ ای وای برما

رشته پلو


با رشته پلو چورین؟؟
دوس دارین بفرموین!
یکی از غذاهای نوستال وو پس کنگ(پنهان) مونده مردم بوشهر
رشته پلو با خرما یا موهی کوم گرفتن ، که دیگه کمتر پخته میشه درصورتی که رشته گرچه خودشم ی نوع نشاستن ، اوما بخاطریکه
قبل از قاطی شدن با برنج ، تفت داده میشه، سی دیابتی ها ضررش کمترن ، اوسه که بچه بیدیم گاهی وقتا مخصوصن زمسونا بی بیم
(مادربزرگم) رشته پلو با خرما می پخت خیلیم خوشمزه وو مقوی بید
عکس برگرفته از کتاب آشپزی


بازار بوشهر در دوران قاجار


بازار بوشهر در دوران قاجار
در دوران قاجاريه بوشهر بصورت يكي از مراكز بسيار مهم تجاري، فرهنگي و سياسي درآمد و شهري بود كه اكثر دولتهاي بزرگ دنيا در آن دفتر نمايندگي و كنسولگري داشتند. و تجار بزرگ در آن فعاليت مي نمودند. محمد ابراهيم كازروني در سال 1250 ق / 1834 م ( 1212 خورشيدي ) در كتاب تاريخ بنادر وجزاير خليج فارس مي نويسد: «در اين بندر هشت ده كاروانسراي عالي بنا، برپا كه دوازده باب آنها اكنون ( زمان محمد شاه قاجار ) با كمال رونق و صفا و تجار ذي شأن صاحب دولت در آنجا مجاور و مخزنهاي آنها از مال التجاره مخزون است.»
بطور حتم شهر بوشهر قبلا از وضعيت اقتصادي و عمراني بهتري برخوردار بوده است چنانكه كازروني در ادامه اشاره مي نمايد: « بازارهاي آن (بوشهر) بدين موجب در اين زمان كه جمعيت و آبادي آن آشفته و پريشان است ( تهاجم دوم انگليس به بوشهر در سال 1253 ق/1837 م 1215 خ ) بزازي 63 باب، بقالي 60 باب، عطاري 39 باب، كبابي و طباخي 12 باب، خبازي 2 باب، نجاري 6 باب، علافي 7 باب، خيارفروشي 12 باب، جوراب دوزي 5 باب، كفاشي 5 باب، مسگري 5 باب ، صباغي 13 باب، قنادي 5 باب، صرافي 6 باب، .... » بوده است.
شهر بوشهر با پيشينه تاريخي، مركز فعاليت هاي تجاري جنوب كشور با شهرهاي ايراني و كشورهاي آسيايي، آفريقائي و اروپائي، داراي بازارهاي مختلفي بوده كه بازرگانان داخلي و خارجي، پيشه وران و كاسبان كالاهاي خود را در آن عرضه مي كردند و در اين راستا تعداد زيادي از كارگران و باربران نيز در كنار فعاليت بازار بطريق مختلف ايجاد درآمد مي نمودند.

http://jonoubnews.ir/showcontent.aspx?cerby+IQc0FeeaL8mmp9Ig=%3D

تک تک خونه های قدیمی


تک تک در خونه های قدیمی
اوسه حجب وحیا حتی رو درخونه ها هم نصب بید به نام تک تک زنونه وو تک تک مردونه به ایی صورت که:
قديم‌‌ترها کوبه خانه‌ها زنانه و مردانه داشت. وقتي به صدا در می آمد اهل خانه مي‌فهميدند آنکه پشت در ايستاده و انتظار باز شدنش را مي‌کشد، زن است يا مرد! درِ خانه هم که باز مي‌شد قبل از اينکه چشم بيننده به ته دل صاحبخانه بيفتد، گره چيني‌هاي پنجره و اُرسي‌هايش به چشمان او حيا مي‌داد و تا ته خانه را حريم. این هنر از اجزای متفاوتی مانند کوبه، گل‌میخ، پاشنه و لولا، چفت و بست، دستگیره، خروسک، پولک، روکلیدی، پشت‌بند، شیب‌بند و شوله با نقوش و طرح‌های بسیار متنوع و زیبا تشکیل شده که از مجموع کاربرد آن‌ها روی درهای چوبی و قدیمی هنر زمودگری شکل گرفته است. گل‌میخ‌ها، میخ‌های آهنی بزرگی بودند که سری بزرگ و نیمکره‌ای شکل با شیارهای متحدالمرکز داشتند و به طور معمول از دو بخش کلاهک و تنه در اندازه‌های متفاوتی ساخته می‌شدند. اگر درب هاي قديمي را ديده باشيد ، دربها دو «كوبه» يا به قول قديمي ها «كلون» داشت . يكي مردانه با صدايِ بم تر و يكي زنانه با صدايِ زيرتر و مردان بايستي كلونِ مردانه و زنان الزاما بايستي كلونِ زنانه را به صدا در مي آوردند
عکس از همشهری آنلاین


نونوویی های نوستال وو قدیم بوشهر


نونوویی های نوستال وو قدیم بوشهر
نونوویی در قدیم قداست داشت
در زمانهای گذشته شغل نونویی به "شاطری" معروف بید، نونوویی حکم مجت (مسجد) داشت وو پیشخون نونوویی مثه منبر بید، نونوایی ها بعضیاشون دوتنوره و بضی دیگه سه تنوره بیدن که البته استفاده از تنور سوم بستگی به تعداد مشتری داشت، چنانچه تخلفی میکردن جریمشون ایی بید که یکروز کامل با نظارت به مردم نون مجانی بدن! قیمت نون هم اول ده شاهی و بعد چندسال شد یکقرون وو دهه 50 شد دو زار(ریال) که مردم اعتراض کردن ، تا سال 57 به هموقیمت موند وو بعد 57 یدفه شد 5 زار(ریال) و تاکنون بطور مداوم سیر صعودی پیموده وو هرچ هم میگذره از نظر بی کیفیتی وو نامرغوبی بی رقیبن!!! ازنظر قیمت هم گفتنی نیس، خدا آخرو عاقبتمون ختم بخیر کنه!!
اعضای نونوویی عبارت بیدن از:
شاطر یا همو نونوا/ آردبیز(کسی که ارد را الک میکند)
پیشکار( آرد را خمیر میکرد در یک ظرف بزرگتر(جفنه) میگذاشت و به دست چونه گیر میداد
جفنه( محفظه ای گرد و حصیری بافت)
چونه گیر/ که نون را پهن کرده وو رو جلت مینداخت وو تو تنور میزد، قبلن از چوب نارنج بعنوان وردنه و یا همو نون صاف کن استفاده میکردن ، اعضای نونوا باسواد بیدن وو با حافظ وو داستانهای حمله حیدری وو شاهنومه خونی وو داستان فلکناز سروکار داشتن درضمن بضیاشون هم حزبی مثل "جبهه ملی""بیدن!!
نونوایی های قدیم بوشهر خدا بیامرز گرگعلی نظر زاده کنار چلوکبابی پاسیار تو ایستگاه تاکسی(دروازه) / اکبر میرزایی/ مرحوم درختیان پدر شهید جمشید درختیان/نونوایی اصغر اول دروازه/نونوایی صلصال میدون ارگ/نونووی عام رضا/ نونوویی خدا خواس /نونویی کل محلی/ ن ن عباس خرکش حوالی مجت حاج مندنی/ نونوویی ارگ/نونوویی کلیسابه مالکیت زردپور(کل ممد) /نونووویی کیچه خرکی ها به مالکیت ترنجی
وو سی نون های کشیده وو دراز لواش میگفتن وو در ضمن سال 50 نونوویی عباسعلی عیوقی تو خیابون شیشم بهمن کنار کلیسا معروف به نونویی آبادانیا که نون گرد پخت میکردن ،اگه اسمی از قلم انداختم شما زحمتش بکشین
بهرحال نونووی هم نونویی های قدیم!!
عکاس سید خلف هاشمی


بافت‌ قدیم‌ بوشهر


بافت‌ قدیم‌ بوشهر
قدمت‌ بافت‌ تاریخی‌ بوشهر، به‌ دوره‌ی‌ حکومت‌ نادرشاه‌ افشار برمی‌ گردد که‌ در آن‌ هنگام‌ با تأسیس‌ پایگاه‌ دریایی‌ نادرشاه‌ در خور شرقی‌ بوشهر موسوم‌ به‌ خور نادری‌، بندر بوشهر از یک‌روستای‌ کوچک‌ ماهیگیری‌ به‌ یک‌ بندر مهم‌ تبدیل‌ گردید. مادام‌ دیولافوا در سفر اول‌ خود به‌ بوشهر به‌ کشتی‌هایی‌ اشاره‌ می‌کند که‌ به‌ احتمال‌ قوی‌ بازمانده‌ی‌ کشتی‌های‌ نادرشاه‌بوده‌اند از آن‌ تاریخ‌ رونق‌ و آبادانی‌ آن‌ ادامه‌ یافت‌ و در دوره‌ی‌ زندیه‌ به‌ دلیل‌ نزدیکی‌ به‌ پایتخت‌ ایران‌ در شیراز اهمیت‌ این‌ بندر دوچندان‌ شد. بافت‌ قدیم‌ بوشهر از شرق‌، شمال‌ و سمت‌مغرب‌ به‌ دریا محدود است‌ و از جنوب‌ به‌ خیابان‌ لیان‌ فعلی‌ محدود می‌باشد. در گذشته‌ یعنی‌ در سال‌ 1271 هـ.ق‌ در محل‌ خیابان‌ لیان‌، حصار شهر با تعداد پانزده‌ باروی‌ نظامی‌ مستقر بوده‌ ودروازه‌ی‌ اصلی‌ شهر در محل‌ میدان‌ انقلاب‌ فعلی‌ قرار داشته‌ که‌ هنوز هم‌ در فرهنگ‌ و عرف‌ بومیان‌ بوشهر به‌ نام‌ دروازه‌ مشهور است‌.
باسپاس از آقایReza Shaikhzadeh جهت ارسال این عکس
مرجع جامع بوشهرشناسی


قلیه تخم مرغ


با اشکنه یا همو قلیه تخم مرغ چجورین؟؟!!
اشکنه جونم / اشکنه/ سی تیله مارم اشکنه/
اشکنه یکی از خوراکای نوستالژیک ایرانن که هر شهری بنا به ذوق وو سلیقه خودش درستش میکنه، ینی به روشای جوراجور طبخ میشه ،
اوما فکر کنم بختر همش همی اشکنه یا قلیه تخم مرغ خومون باشه
قلیه تخم مرغ بیشتر با نون وو تلیت میکنن میخورن
شعرش هم که ساختن اگه کسی ادامش بلده زحمت بکشه بینویسه ،
راسی ی شعری هم بید بچی کوچیکا درباره اشکنه میخوندن ایی جوری بید:
دیشب اشکنه داشتیم/ولی قاشق نداشتیم/ یک مرد عرب مهمون ما شد/ خواستیم بخوریم لنگش هوا شد/
عکس از ایی سایتکو گرفتم


http://www.mypersianforum.com/showthread.php?t=178371#axzz2eN6mIaj1

پنج هزار سال پزشكي در بوشهر و معالجه بیماران در بوشهر قدیم


پنج هزار سال پزشكي در بوشهر
معالجه بیماران در بوشهر قدیم
تاريخ تمدن بوشهر به بيش از پنج هزار سال پيش باز مي گردد. زيگورات مذهبي مربوط به دوران طلايي عيلام ، به نام كي ري ري شا در هزارة سوم پيش از ميلاد كه آثار آن توسط پزارد فرانسوي در سال 1913 در تل پي تل بندر بوشهرحفاري شد مكاني بوده است كه در كنار مراسم مذهبي ، درمان هاي طبي بيماران نيز در آن انجام مي پذيرفته است زيرا در تمدن باستاني عيلامي ، مذهب ، جادو و طب با يكديگر ارتباط و پيوستگي نزديك داشته اند و روحانيون زيگورات هاي تمدن هاي باستان به عنوان پزشك نيز نقش ايفا مي كردند ،آنان آشنايي عميقي با آناتومي بدن و درمان هاي جراحي ، حتي جراحي ناحيه چشم و جمجمه داشتند.
از دودمان ايراني كه در شبه جزيره بوشهر ساكن بوده اند و به حد بالايي از تمدن و شهر نشيني دست يافتند ، پارت ها هستند كه در تحقيقاتي كه توسط نگارنده در ويرانه هاي ساحلي شهر بزرگ پارتي ، واقع در ساحل غربي بوشهر ، انجام گرديده است، به ادوات و ظروف سفالين لوله داري كه كاربري در علوم دارويي و مصرف شربت هاي طبي داشته اند برخورد نموده است كه نمايانگر رشد علمي و تكنولوژيك اين شهر در آن دوران است. يكي از دانشگاههاي عصر ساساني ، همزمان با دانشگاه جندي شاپور ، دانشگاه بندر سي نيز است كه آثار اين بندر اكنون در روستاي حصار در 16 كيلومتري جنوب بندر ديلم و 20 كيلومتري شمال بندر گناوه پا برجا مي باشد. همانگونه كه در دانشگاه جندي شاپور ، علم پزشكي در بيمارستان آموزشي آن آموزش داده مي شده است، بي شك در شهر دانشگاهي سي نيز مي بايست بر اساس الگوي دانشگاه جندي شاپور ، آموزش پزشكي نيز انجام مي پذيرفته است كه پژوهش هاي باستان شناسي آينده در اين بندر از رازهاي شگفت انگيز پيشرفت علم و صنعت آن پرده برخواهد داشت. همچنين در دوران تمدن اسلامي ، به بندر تجارتي سيراف در استان بوشهر برمي خوريم كه مشهورترين بندر تجارتي قرون وسطي در جهان اسلام بوده است. ابومنصور ، استاد پزشكي ابن سينا ، در جلسات درس به او و ديگر دانشجويانش از روش هاي جراحي و پزشكي سخن مي گويد كه در سيراف آموخته است و اين حاصل برخورد سيرافيان بازرگان با تمدن مصر باستان كه تاريخ پزشكي آنان به بيش از دو هزار سال پيش از ميلاد مي رسد مي باشد. روش هاي جراحي مغز و آناتومي و اصول كالبد شكافي كه مصريان در طول تاريخ خويش باز مي جويند، از راه اين مهاجران دريا، اين ارثيه گرانبها به سيراف مي رسد تا در دامان خود پزشكاني چون پور سينا را به پرورش در آورد كه نوشتارش 600 سال مسأله آموز دانشكده هاي پزشكي اروپا تا حتي پيش از دوران رنسانس مي باشد. در سيراف پيش از اعمال جراحي با ماده اي كه از تقطير خرما به دست مي آوردند بر زخم ها مي مالاندند تا از عفونت هاي پس از جراحي كه اكنون نيز از اساسي ترين مسائل جراحي است جلوگيري كنند. ماهان ابن بحر سيرافي ، زماني كه بر سرزمين جاوه فرود مي آمد به يادداشت برداري از گياهان اين بوم مي پردازد تا آنجا كه داروهاي گياهي بسياري در سيراف رايج مي گردد. يكي از اين داروها كينين است كه تب مالاريا و تب هاي نوبه اي بومي آن بندر با آن درمان مي كردند و ابن منصور در سيراف از اين دارو آگاه شده و تجويز آن را به دانشجويان خود مانند ابن سينا آموزش مي دهد. اين همان دارويي است كه اروپاييان تا سده هاي پيش از رنسانس و كشف آمريكاي لاتين از آن آگاهي نمي يابند. پس از تمدن درخشان اسلامي و حضور پر صلابت آن در بندر سيراف بوشهر، به نشاني از تاريخ پزشكي بوشهر بر نمي خوريم تا در سال 1763 ميلادي كه نخستين سازمان درماني جديد در عصر استعمار در بوشهر تشكيل مي شود و مستر مين رينگ ، نخستين جراح مقيم آن مي شود.
كريم خان ، شاه ايران از اهميتي كه بصره يافته بود و تجارت هندوستان را از بنادر ايران منحرف مي كرد احساس نگراني مي كرد و تصميم گرفت آن شهر را مورد حمله قرار داده و تسخير كند. در نتيجه ، كاركنان شركت هند شرقي بيمارستان بصره ، اين شهر را ترك و در بوشهر مستقر شدند و مبلغ دو هزار روپيه براي تأسيس بيمارستان در شهر بوشهر صرف گرديد. پس از اين زمان ، در طول دوران استعمار ، پزشكان و جراحان حاذقي در شهر بوشهر به صورت دائم وجود داشته اند و از بيماري هاي منطقه كه در گزارشات اين پزشكان و جراحان اشاره شده است مي توان از وبا، طاعون ، مالاريا ، مرض رشته و تراخم نام برد. حتي در سال 1896 ميلادي ، به دليل شيوع بيماري طاعون ، پزشكان روس نيز در بوشهر در مورد اين بيماري به پژوهش پرداختند.
از اقدامات بي نظير و بي همتاي سيستم خدمات بهداشتي بندر بوشهر تأسيس قرنطينه بود كه هزينه سنگين آن به عهده دولت ايران بود و به دليل وجود دستگاههاي پيشرفته ضد عفوني آن، اين قرنظينه به عنوان سد جلوگيري از سرايت وبا و طاعون از شرق به اروپا خود نمايي مي كرد. نظارت انگليسي ها بر اين قرنطينه ، از سوي وزارت امور خارجه وقت ايران در تاريخ 1307 شمسي پايان داده شد و سرپرست طبي قرنطينه به دست بهرامي كه در انستيتو پاستور تهران خدمت كرده بود سپرده شد. همچنين سرپرستي بيمارستان خيريه بندر بوشهر نيز به بهرامي سپرده شد. اين بيمارستان در سال 1916 ميلادي توسط دولت هاي انگليس و ايران ساخته شده بود و تجار محلي به طيب خاطر قبول كرده بودند كه عوارض مختصري بر تمام مال التجاره هايي كه از بندر عبور داده مي شدند بسته شود تا حيات اقتصادي بيمارستان به مخاطره نيفتد. اين بيمارستان كه يك سازمان خيريه و افتخاري بود ، به عنوان يك مؤسسه ايراني و انگليسي محسوب مي شد كه با مقاصد خير خواهانه هر دو دولت و با كمك هاي مالي ايران و انگليس اداره مي شد. از اين رو بندر بوشهر در ساخت بيمارستان و مؤسسات تمدني جديد درماني ، نه تنها در ايران بلكه در سطح منطقه خليج فارس تاريخي منحصر بفرد دارد.
د رمدرسه سعادت بوشهر نيز كه همسنگ دارالفنون تهران بود تلاشي صورت گرفت كه آن را به يك كالج تخصصي ارتقاء دهند. سند با ارزشي در آرشيو سري اسناد مدرسه سعادت است كه نشان مي دهد تلاشي براي آموزش پزشكي در مدرسه سعادت نيز به انجام رسيده است. همچنانكه در دارالفنون ، طب پس از يك سال آموزش تئوري به صورت باليني در بيمارستان آموزش مي دادند. اكنون در آرشيو تاريخي كتابخانه مدرسه سعادت ، 36 جلد كتاب تخصصي علوم پزشكي در زمينه بيماري هاي داخلي ، جراحي ، زنان و زايمان ، چشم پزشكي ، آناتومي ، فيزيولوژي ، پاتولوژي و بيوشيمي باليني موجود است كه 31 جلد از اين كتب به زبان فرانسه بوده كه در سال هاي 1823 الي 1875 ميلادي در پاريس به چاپ رسيده اند. از اين رو ، شهر بوشهرنيز در راستاي تأسيس نهادهاي آموزش پزشكي مدرن نيز پيشرو بوده است.
دكتر ايرج نبي پور عضو انجمن دوستداران ميراث فرهنگي در بوشهر و
خليج فارس
عکس از سایت سوک


کشتی توستالژیک وو بی صاحاب مونده بوشهر (کشتی پرسپولیس و دریابیگی حاکم بوشهر)


کشتی توستالژیک وو بی صاحاب مونده بوشهر
کشتی پرسپولیس و دریابیگی حاکم بوشهر
این کشتی در دوره ناصرالدین شاه[۴] و در حدود بیش از ۱۰۰ سال پیش[۵]، از آلمان به بندر بوشهر آورده شد.

کانون پژوهشهای دریای خلیج فارس با استناد به روزنامه مظفری شماره نهم به سال ۱۳۲۰ ق می‌نویسد:

"اولین رئیس ایرانی این کشتی جناب احمد خان دریابیگی بود که از رؤسای قشون و از شاگردان پیاده نظام مدرسه دارالفنون به شمار می‌رفت و به دلیل لیاقتی که از خود ابراز داشته بود، به ریاست کشتی پرسپولیس منصوب گردید."[۶]

احمد خان دریابیگی همچنین اولین لباس نیروی دریایی ایران را طراحی، ناخدایان و مهندسان ایرانی را به جای آلمانی‌ها مسئول امور کشتی نمود و برای ناخدایان و کارکنان کشتی حقوق منظمی تعیین نمود.[۷]

کشتی پرسپولیس در دوره رضاشاه پهلوی در فاصله دوکیلومتری جنوب شرق بندر بوشهر پهلو گرفت که با گذشت زمان به زیر آب رفت.

در اخبار شنبه ۲۳ فروردین سال ۱۳۰۶ خورشیدی، پس از ۴۱ سال استفاده از کشتی پرسپولیس وضرورت تعمیر آن چنین آمده‌است[۸]:

برطبق راپرت واصله از حکمران بنادر، کشتی پرسپولیس اخیرا محتاج به تعمیر گردیده‌است. از طرف وزارت داخله شرحی به وزارت مالیه نوشته شده که چون کشتی مزبور مورد احتیاج مامورین کشف قاچاق وغیره می‌باشد، مقتضی است هر چه زودتر برای تعمیر آن اقدامات لازم به عمل آید.
*************
1↑ ایرانیان از دیرباز در صنعت کشتی‌سازی و ناوسازی پیشتاز بوده‌اند (اختراعات ایرانیان در دریانوردی). به همین دلیل نمی‌توان این کشتی را «نخستین ناوجنگی ایران» دانست که وارد خلیج فارس شد. شاید «نخستین ناوجنگی مدرن» در خور آن باشد. به این نوشته توجه کنید: «ناوهای جنگی ایرانی در زمان هخامنشیان، بزرگ‌ترین کشتی‌های جنگی زمان خود بودند که سه ردیف پارو زن و بادبان داشتند و با سرعت ۸۰ میل دریایی در روز حرکت می‌کردند. هر نبردناو(ناو جنگی) شامل ۲۰۰ جنگجو بود که ۳۰ نفر از آنها سربازان زبده پارسی، تکاور، بوده‌اند. نیروی دریایی ایران در زمان ساسانیان نیز، قدرت مطلق در دریای پارس و اقیانوس هند بوده که زیربنای فرهنگ دریانوردی و دریاپویی مسلمانان را تشکیل داد.»

4↑ مهدوی، عبدالرضاهوشنگ، تاریخ روابط خارجی ایران، انتشارات امیر کبیر، تهران، چاپ چهارم، ۱۳۶۹، ص ۲۷۷. -۲ هدایت، محمدتقی مخبرالسلطنه، گزارش ایران، نشر نقره، تهران، چاپ دوم، ۱۳۶۳، ص ۴۸.
5↑ مجله هوایی - خلیج فارس در احاطه کامل نیروی دریایی ارتش ایران است
6↑ پرسپولیس نخستین ناو جنگی معاصر در دریای پارس
7↑ کتاب «۲۵۰۰ سال روی دریاها» تالیف دریابد فرج‌الله رسائی

8↑ www.Asalouye.com::
منبع اصلی/http://fa.wikipedia.org/wiki/

سریال مرادبرقی


عکس هوایی از بوشهر


عکس خیلی قشنگ از بوشهر
ایی عکسکو هوایی گرفته شده ،انتهای بوشهر ینی دماغه شمالی شهر بوشهر نشون میده
که عکاس توانمند آقای حمزه بهاگیر زحمتش کشیده ، خیلی دست مریزاد داره
از سایت خلیج فارس گرفتمش

سرکتاب بازکردن اعتقادی نوستالیک


سرکتاب بازکردن اعتقادی نوستالیک
زمان گذشته مردم اعتقاد داشتن سی هرکاری سر کتاب واز کنن ، ینی میرفتن جنب ی آدمی که سروکارش با قرآن وو کتابای دعا بید میرفتن مثلن سی خاطر خواستگار یا کاری که میخواسن انجام بدن حتی اسم نهادن رو بچه هاشون وو خیلی چیوی دیگه سیشون سیلی(نگاهی) تو کتاب بندازه؛ اوما انگار ایی نوستالکو همیشه همپوی مردمن اوما حالا به شکل جدیدتر وو مدرنتر مثه فالگیری باقهوه یاچوی وو یا فال نخود که نسبتش میدن به کنیز حضرت فاطمه(س) وو فال های دیگه ، متاسفانه بضیا ایقه به فال وابسته هسن که اگه بخوان اوو(آب) هم بخورن میرن جنب فالگیر وو دعانویس ،انگار پیشرفت وو تکنولوژی وو عصر اینترنت وو سرعت هیچ تاثیری در باورها وو اعتقادات مردم نداشته،، وو چقه دفتر ودستک فالگیری تو شهر واز شده که سی دوکلام حرف راس وو دروغ پیل(پول) هنگفتی میدن!!هی دنیا
عکس زیر یکی از نقاشی های استاد کمال الملک با عنوان فالگیر بغدادی میباشد


موزه رییسعلی دلواری



سلام شووتون بخیر باشه
تقدیم به شما عزیزان
تنگسیرم شیر نر/
هم فتح کردهم ظفر
چند تا عکس از موزه رییسعلی دلواری در دلوار
کاری از عکاس توانمند محمد صادقی


پارس جنوبی


پارس جنوبی
میدان گازی پارس جنوبی، یکی از بزرگترین منابع گازی جهان است که بر روی خط مرزی مشترک ایران و قطر قرار دارد.
با توجه به متن ذکر شده بنظر شما سهم استان بوشهر در این میان چنن؟؟
آیا بنظرتون سهم مردم عسلویه فقط آلودگی وو بیماریهای تنفسی ان؟؟
عکاس توانمند/ آقای عبدالحسن فاضلی


میونه تون با نقل پیرزن چورن؟از تنقلات نوستال


میونه تون با نقل پیرزن چورن؟از تنقلات نوستال
ایی نقل پیرزن اولین بار به نام"پاپ کورن" از شرکت آقایی انگلیسی به نام "چسترفیلد"( Chesterfield)وارد ایران شد، که انگار تهرونیا تو خلاصه کردن کلمه ها تو ایی قسمت از ما بوشهریا جلو زدن وو اسم بدبخت ایی آغا خلاصش کردن ، شد "چس فیل" ، حالا ما کلمه ای یا اسمی خلاصه میکنیم بی تربیتی نداره ، تازه نقل پیرزن خومون قشنگتر نی؟؟!!
درضمن نقل پیرزن خیلی خواص داره که یکی از اصیلیترینش جلوگیری از پوکی استخوان ، پیشگیری از الزایمر، سوزندن چربی ینی کسایی که میخوان لاغر بشن به تنقلاتشون اضافش کنن ، جلوگیری از پیری زودرس، وووووو راسی بضیا سیش گل ذرت یا بلال هم میگن


میدون ششم بهمن(انقلاب) از دیروز تا امروز



میدون ششم بهمن(انقلاب) از دیروز تا امروز
چهار تصویر در زمانهای مختلف از اولین و اصلی ترین میدون شهر
بنا بر ادعای آقای عبدالرسول جمالی پیرتاریخ بوشهر، این میدون قبل از اینکه حکم دروازه شهر یا میدون شهر بشه ، خوضچه نفتی نانوایی اصغر بوده ، و زمانی که تصمیم به ساخت بافت شهری و خیابان کشی گرفته میشه ، آن را مرکزیت شهر قرار داده و نام ششم بهمن را برای آن انتخاب میکنند. متاسفانه این میدون با توجه که در مرکزیت شهر قرار دارد با موکت چمنی و گلهای مصنوعی شکلی نازیبا و مرده به شهر داده که از مسئولین انتظار میرود با توجه به اینکه بقولن "چیش شهر" حساب میشه در ساخت و بازسازی آن سلیقه بهتری بکار ببرند نه ایکه شیخمپکی خرابش کنن وو شیترکی بسازنش والا بخدا!!!




Reza Shaikhzadeh
India 1992 First Victoria Cross Of Indian Army Battle Of Bushire Cover

سال 1992 صلیب ویکتوریا نبرد ارتش هند بوشهر جلد اول